من از کشتزار دیگری می‌روید...

شیوا جمشیدی، روان‌درمانگر

این مقاله ترجمه‌ی مقاله‌ای با عنوان «مدارا با بیماری روانی در بلند-مدت» منتشر شده در وب‌سایت مدرسه زندگی است. ما، بی‌تردید، دوست داریم برای همیشه از شرّ چیزی به‌نام «بیماری روانی» خلاص شویم و خدا می‌داند چقدر برای رسیدن به این هدف تلاش کرده‌ایم. دوره گذراندن، کتاب خواندن، مراجعه به روان‌پزشک و روان‌درمانگر، مصرف دارو؛ […]

واقعیت بسیار ناخوشایند و عجیبی وجود دارد که تا وقتی آن را کامل درک نکنیم، به طور یقین به فهم مناسبی از ماهیت انسان نخواهیم رسید. آن واقعیت چیست؟ این است که «به‌نظر می‌رسد ما انسان‌ها در مجموع، به همان اندازه که زمان صرف می‌کنیم تا عشق را بیابیم، به همان اندازه نیز زمان خود […]

شاید بتوان گفت انتخاب شریک زندگی برای بلندمدت، مهم‌ترین تصمیمی است که هر یک از ما با آن روبرو می‌شود. پس جای تعجب نیست که در قرارهای عاشقانه‌مان، اندکی ترس را تجربه کنیم. اگر انتخاب درستی داشته باشیم، می‌توانیم تا آخر عمرمان از حمایت، آرامش و صمیمیت، لذت ببریم؛ اما اگر اشتباه کنیم، آنگاه اعتمادبه‌نفس، […]

یکی از ویژگی‌های قابل توجه مغز ما انسان‌ها این است که وقتی از یک حوزۀ عملکردی آن [مغز] به حوزۀ دیگری حرکت می‌کنیم، سرعت خودِ این حرکت بیش از سرعتی است که ما متوجهش می‌شویم. مثلاً در جریان یک توالی نامحسوسِ بی‌وقفه، فکر ما از «میل به خوردن ساندویچ» به تأمل درباره‌ی موضوعاتی از قبیل «معنای عشق»، «دور کردن بازوی
رُزا دانشجوی کارشناسی در رشتۀ زیست‌شناسی بود. او دختر موفقی به نظر می‌رسید که به‌خوبی از پس درس و دانشگاه بر می‌آمد. اما اخیراً هر زمان که پشت میز مطالعه‌اش می‌نشست، در مورد اینکه چقدر با موفقیت آزمون‌ها را پشت سر گذاشته و تا اینجای تحصیلش شاگرد اول دوره شده فکر و خیال می‌کرد؛ او تصاویر جالب زیادی در مورد
ده سال قبل در چنین روزی، شهرزاد همسرش را در یک حادثۀ رانندگی از دست داد. در آن شبِ دردناک، او هراسان و بهت‌زده در اندوه کسی که عاشقانه دوستش می‌داشت، فرو رفته بود. کدام‌یک از ما انتظار داریم او در یک هفته، یک ماه یا حتی شش ماه بعد از این اتفاق، حال خوشایندی داشته باشد؟ به زعم من