من از کشتزار دیگری می‌روید...

سوژه چیست؟

سوژه چیست؟


سوژه چیست؟ سوژه[۱] به فاعل شناسا و عامل روانی اشاره دارد، و در نظریه‌های مختلف روان‌کاوی از زیگموند فروید تا ژاک لکان و روان‌کاوان معاصر مورد بررسی قرار گرفته است. سوژه نه تنها در شکل‌گیری ناخودآگاه و خودآگاه نقش دارد، بلکه در تعامل با ابژه‌ها (اشیاء یا افراد دیگر) نیز معنا می‌یابد. این مقاله به بررسی تحول مفهوم سوژه در روان‌کاوی، رابطه آن با ابژه، و جایگاه آن در فرایند درمان می‌پردازد.

فهرست مطالب

تعریف سوژه


سوژه یا سوبژه موجودی است که اختیار را اعمال می‌کند، منبع آگاهی و عاملی که اعمال ذهنی را انجام می‌دهد. سوژه موضوعات آگاهانه را تجربه می‌کند و در ارتباط با چیزهای دیگری که خارج از خودش وجود دارند، قرار می‌گیرد. سوژه در روان‌کاوی به فردی اشاره دارد که دارای آگاهی، احساسات و امیال است و به عنوان فاعل در تعامل با جهان خارج عمل می‌کند. این مفهوم در تقابل با ابژه قرار می‌گیرد، که به موضوع احساسات و امیال سوژه اشاره دارد.

تحول مفهوم سوژه در روانکاوی

سوژه در دیدگاه فروید

از منظر فروید سوژه چیست؟ فروید سوژه را به عنوان یک موجود روانی تعریف می‌کند که تحت تأثیر نیروهای ناخودآگاه، تکانه‌ها و تعارض‌های درونی شکل می‌گیرد. از دیدگاه فروید، سوژه یک موجود یکپارچه و ثابت نیست، بلکه محصول تعامل پیچیده‌ای میان سه ساختار روانی اصلی است: اید، ایگو، و سوپر ایگو[۲]. این سه ساختار با هم تعامل می‌کنند تا رفتارها، افکار و احساسات فرد را شکل دهند. ۱. اید: بخش ابتدایی و غریزی روان است که از بدو تولد وجود دارد. این بخش کاملاً ناخودآگاه است و توسط اصل لذت[۳] هدایت می‌شود. اید به دنبال ارضای فوری نیازها و تکانه‌هاست، بدون توجه به واقعیت یا اخلاقیات. فروید معتقد است که اید منبع انرژی روانی (لیبیدو) است و شامل غرایز اولیه مانند غریزه زندگی[۴] و غریزه مرگ [۵]می‌شود.

بر اساس این اصل انسان‌ها توسط میل به ارضای نیازها یا لذت، و همچنین تخلیه تنشی که به‌عنوان درد یا «ناخوشی» هنگام فقدان ارضای نیازها ایجاد می‌شود، هدایت می‌گردند. در نظریه روان‌کاوی فروید، اصل لذت، نیروی روانی است که افراد را به سمت ارضای فوری امیال غریزی یا لیبیدویی، مانند سکس، گرسنگی، تشنگی و دفع، سوق می‌دهد. این اصل بر اید تسلط دارد.

سوژه چیست؟

۲. ایگو: بخش منطقی و آگاه روان است که بر اساس اصل واقعیت[۶] عمل می‌کند. ایگو تلاش می‌کند میان خواسته‌های اید، محدودیت‌های واقعیت و دستورات سوپرایگو تعادل ایجاد کند. فروید ایگو را به عنوان مدیری توصیف می‌کند که بین نیروهای متضاد درون روان میانجی‌گری می‌کند. ایگو بخشی از روان است که با دنیای خارج ارتباط برقرار می‌کند و مسئولیت تصمیم‌گیری و حل تعارض‌ها را بر عهده دارد.

۳. سوپرایگو: بخش اخلاقی و آرمانی روان است که در طول کودکی و از طریق درون‌فکنی ارزش‌ها و استانداردهای والدین و جامعه شکل می‌گیرد. سوپرایگو بر اساس اصل اخلاق[۷] عمل می‌کند و شامل دو بخش است:

الف) وجدان [۸]که رفتارهای نادرست را تنبیه می‌کند؛
ب) ایده‌آل ایگو که رفتارهای درست را تشویق می‌کند.
سوپرایگو نقش نظارتی دارد و تلاش می‌کند ایگوا وادار به رعایت استانداردهای اخلاقی کند.

سوژه به عنوان محصول تعامل این سه ساختار

از دیدگاه فروید، سوژه محصول تعامل پویا میان اید، ایگو و سوپرایگو است. این تعامل دائمی و گاه پرتنش است؛ زیرا هر یک از این ساختارها اهداف و نیازهای متفاوتی دارند. برای مثال، ایدمکن است خواستار ارضای فوری یک تکانه جنسی یا پرخاشگرانه باشد، در حالی که سوپرایگو این تمایل را به دلیل اخلاقیات سرکوب می‌کند. ایگو در این میان تلاش می‌کند تا تعادلی بین این نیروها ایجاد کند و رفتار فرد را با واقعیت تطبیق دهد.

فروید تأکید می‌کند که بخش عمده‌ای از روان انسان در ناخودآگاه [۹]قرار دارد. ناخودآگاه شامل خاطرات، تکانه‌ها و تمایلاتی است که از دسترس آگاهی مستقیم فرد خارج هستند، اما تأثیر عمیقی بر رفتار و احساسات او دارند. فروید معتقد است که بسیاری از تعارض‌های روانی ریشه در ناخودآگاه دارند و هدف روان‌درمانی تحلیلی کشف و حل این تعارض‌ها از طریق آوردن مواد ناخودآگاه به خوداگاه است.

سوژه چیست؟

سوژه و نقش مراحل رشد روانی-جنسی

فروید همچنین معتقد است که سوژه تحت تأثیر مراحل رشد روانی-جنسی[۱۰] شکل می‌گیرد. این مراحل شامل مرحله دهانی، مرحله مقعدی، مرحله فالیک، دوره نهفتگی و مرحله تناسلی هستند. هر مرحله با یک منطقه اروتیک خاص (مانند دهان، مقعد یا اندام‌های جنسی) مرتبط است و باتوجه به عبور موفقیت‌آمیز یا ناموفق از هر مرحله، تأثیر عمیقی بر شخصیت و روان فرد در بزرگسالی دارد. برای مثال، تثبیت در مرحله دهانی ممکن است منجر به وابستگی بیش از حد یا پرخاشگری در بزرگسالی شود. فروید معتقد است که سوژه همواره درگیر تعارض‌های روانی است. این تعارض‌ها ممکن است بین اید و سوپرایگو، یا بین تمایلات جنسی و محدودیت‌های اجتماعی باشد. فروید مکانیزم‌های دفاعی [۱۱]مانند سرکوب [۱۲]، فرافکنی[۱۳] و والایش [۱۴]را معرفی می‌کند که ایگو از آنها برای مدیریت این تعارض‌ها استفاده می‌کند.

از دیدگاه فروید، سوژه یک موجود روانی پویا و پیچیده است که تحت تأثیر نیروهای ناخودآگاه، مراحل رشد روانی-جنسی و تعامل میان اید، ایگو و سوپرایگو شکل می‌گیرد. سوژه همواره در حال مبارزه با تعارض‌های درونی است و رفتارهای او محصول تلاش برای ایجاد تعادل میان این نیروهاست. فروید با تأکید بر نقش ناخودآگاه و مراحل رشد، نشان می‌دهد که شخصیت انسان محصول تجربیات کودکی و تعاملات پیچیده روانی است.

سوژه در دیدگاه لکان

سوژه چیست؟

ژاک لکان، روانکاو فرانسوی، با بازخوانی نظریه‌های فروید، تعریف جدید و پیچیده‌تری از سوژه ارائه می‌دهد. لکان سوژه را نه به عنوان یک موجود یکپارچه و خودآگاه، بلکه به عنوان سوژه دوپاره[۱۵] و تحت تأثیر زبان و ناخودآگاه تعریف می‌کند. دیدگاه لکان در مورد سوژه با دیدگاه فروید تفاوت‌های اساسی دارد که در ادامه به شرح آن‌ها می‌پردازیم.

سوژه دوپاره

در دیدگاه لکان سوژه چیست؟ لکان معتقد است که سوژه هرگز به طور کامل خودآگاه و یکپارچه نیست، بلکه همواره دوپاره است. این دوپارگی ناشی از ورود سوژه به نظم نمادین [۱۶]و مواجهه با زبان است. از نظر لکان، سوژه در مواجهه با زبان، بخشی از وجود خود را از دست می‌دهد و همواره در جست‌وجوی آن بخش گم‌شده است. این گم‌شدگی به شکل میل [۱۷]بروز می‌کند.

مراحل شکل‌گیری سوژه از دیدگاه لکان

۱. نظم خیالی[۱۸]

در مرحله خیالی، که بین ۶ تا ۱۸ ماهگی رخ می‌دهد، سوژه برای اولین بار خود را در آینه می‌بیند و تصویر خود را به عنوان یک کل واحد و منسجم شناسایی می‌کند. این شناسایی به شکل‌گیری ایگو منجر می‌شود. با این حال، این تصویر یک توهم است؛ زیرا کودک هنوز از نظر جسمی و روانی نابالغ است و احساس وحدت و یکپارچگی که از تصویر آینه‌ای به دست می‌آورد، با واقعیت درونی او (احساس پراکندگی و ناتوانی) در تضاد است. سوژه در این مرحله به‌عنوان موجودی تعریف می‌شود که با تصویر خود در آینه همانندسازی می‌کند. این همانندسازی پایه‌ای برای شکل‌گیری هویت فردی است، اما این هویت یک توهم است؛ زیرا سوژه هنوز به‌طور کامل خودآگاه نیست و درگیر رابطه‌ای دوسویه با مادر است.

۲. نظم نمادی[۱۹]

مرحله نمادین با ورود کودک به دنیای زبان و قوانین اجتماعی آغاز می‌شود. در این مرحله، سوژه از طریق زبان و نمادها خود را در چارچوب فرهنگ و جامعه تعریف می‌کند. لکان بر این باور است که ورود به نظم نمادین باعث دوپاره شدگی[۲۰] سوژه می‌شود. سوژه بخشی از وجود خود را در این فرایند از دست می‌دهد و همواره در جست‌وجوی آن بخش گم‌شده است. اما با این اوصاف در نظم نمادین سوژه چیست؟ در این مرحله سوژه به‌عنوان موجودی تعریف می‌شود که در چارچوب زبان و نمادها قرار دارد. این مرحله تحت تأثیر «نام پدر»[۲۱] است، که کودک را از رابطه دوسویه با مادر جدا می‌کند و او را وارد نظم نمادین می‌کند. سوژه در این مرحله تقسیم‌شده است؛ زیرا بخشی از وجود او در ناخودآگاه باقی می‌ماند و هرگز به‌طور کامل در دسترس خودآگاه قرار نمی‌گیرد.

مفهوم «نام پدر»(Nom du Père)  یکی از مفاهیم بنیادین در نظریه روان‌کاوی ژاک لکان است. این مفهوم به عنوان یک ساختار نمادین عمل می‌کند که وارد نظام روانی فرد شده و قوانین نمادین را به او تحمیل می‌کند. «نام پدر» لزوماً به پدر بیولوژیکی اشاره ندارد، بلکه به یک کارکرد نمادین اشاره می‌کند که می‌تواند توسط هر فرد یا نهادی که نقش قانون‌گذار را ایفا می‌کند، اجرا شود.

«نام پدر» نماینده قانون و نظم نمادین در ساختار اجتماعی است. این مفهوم به فرد کمک می‌کند تا از مرحله خیالی به مرحله نمادین گذار کند. در مرحله خیالی، کودک در یک رابطه دوسویه و بدون مرز با مادر قرار دارد. با ورود «نام پدر»، این رابطه دوسویه شکسته می‌شود و کودک وارد نظم نمادین می‌گردد، جایی که قوانین اجتماعی، زبان و فرهنگ حاکم هستند.

«نام پدر» به عنوان یک ممنوعیت نمادین عمل می‌کند. این ممنوعیت، میل کودک به مادر را محدود ساخته و او را وادار می‌کند تا از این رابطه اولیه فاصله بگیرد. این فرایند به کودک کمک می‌کند تا هویت خود را به عنوان یک سوژه مستقل شکل دهد و وارد جهان نمادین شود. در این جهان، فرد با قوانین، هنجارها و ساختارهای اجتماعی مواجه می‌شود که به او امکان می‌دهند تا در چارچوب نظم نمادین، هویت و جایگاه خود را تعریف کند.

به طور خلاصه، «نام پدر» به عنوان یک عامل نمادین، نقش اساسی در شکل‌گیری هویت فرد و ورود او به نظم اجتماعی ایفا می‌کند. این مفهوم نه تنها به محدودیت‌های نمادین اشاره دارد، بلکه به فرد کمک می‌کند تا از وابستگی اولیه به مادر فاصله گرفته و به عنوان یک سوژه مستقل، در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جایگاه خود را پیدا کند.

۳. نظم واقع [۲۲]

نظم واقع (یا واقعی) به‌عنوان مرحله‌ای تعریف می‌شود که خارج از زبان و نمادها قرار دارد. این مرحله شامل تجربیاتی است که نمی‌توان آن‌ها را به‌طور کامل در قالب زبان بیان کرد. نظم واقعی شامل هر چیزی است که خارج از دسترس نمادین‌سازی است، مانند ترس‌های عمیق، اضطراب‌ها و تجربیات غیرقابل بیان. این مرحله همیشه به‌عنوان یک فقدان[۲۳] یا خلأ در زندگی روانی سوژه حضور دارد. در نظم (امر) واقع سوژه چیست؟ سوژه در این مرحله به‌عنوان موجودی تعریف می‌شود که همواره با فقدان و میل مواجه است. این فقدان، که ناشی از ورود به نظم نمادین است، منشأ میل است. میل به‌عنوان نیروی محرکه‌ی روانی، سوژه را به سمت چیزی سوق می‌دهد که گم‌شده است. سوژه هرگز نمی‌تواند این فقدان را به‌طور کامل پر کند و این جست‌وجوی دائمی بخشی از هویت او را شکل می‌دهد.

۲.نقش زبان در شکل‌گیر سوژه

لکان تأکید می‌کند که سوژه از طریق زبان و نظم نمادین شکل می‌گیرد. زبان نه تنها ابزار ارتباطی، بلکه ساختاری است که سوژه را تعریف می‌کند. وقتی سوژه وارد نظم نمادین می‌شود، باید خود را در چارچوب زبان و قوانین اجتماعی تعریف کند. زبان به‌عنوان یک سیستم نمادین، به سوژه امکان می‌دهد تا خود را بیان کند، اما در عین حال، بخشی از وجود او را نیز از دست‌رفته[۲۴] می‌کند. ورود به نظم نمادین (که با مرحله آینه‌ای و سپس ورود به زبان همراه است) باعث می‌شود سوژه از حالت وحدت اولیه خارج شود و وارد دنیای نمادها و تفاوت‌ها شود. این ورود به نظم نمادین، سوژه را تقسیم می‌کند و هویت او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این بخش از دست‌رفته، که لکان آن را فقدان[۲۵] می‌نامد، به‌عنوان یک خلأ همیشه در زندگی سوژه حضور دارد. سوژه از طریق زبان و نمادها سعی می‌کند این فقدان را پر کند، اما هرگز به‌طور کامل موفق نمی‌شود. بنابراین لکان معتقد است که سوژه همواره در جست‌وجوی چیزی است که فقدان آن را احساس می‌کند. میل سوژه هرگز به طور کامل ارضا نمی‌شود.
سوژه چیست؟

سوژه لکانی در تقاطع نظم خیالی، نمادین و واقعی شکل می‌گیرد. سوژه لکانی یک هویت ثابت و یکپارچه نیست، بلکه محصول فرایندهای ناخودآگاه، زبان و تعامل با دنیای بیرونی است. او هرگز کامل نیست و همواره در حال شکل‌گیری و تغییر است. این سوژه از طریق گفتمان روان‌کاوی و مواجهه با ناخودآگاه خود را بازمی‌یابد.

ویژگی‌های سوژه فرویدی:

  1. تمرکز بر ناخودآگاه: فروید بر این باور است که بخش عمده‌ای از وجود سوژه در ناخودآگاه قرار دارد و این ناخودآگاه است که رفتارها و انتخاب‌های او را هدایت می‌کند.
  1. تعارض‌های روانی: سوژه در نظریه فروید همواره درگیر تعارض‌های روانی میان اید (میل‌های غریزی)، ایگو (واقعیت) و سوپرایگو (هنجارهای اخلاقی) است.
  2. ایگو به‌عنوان مرکز سوژه: فروید ایگو را به‌عنوان بخشی از سوژه تعریف می‌کند که مسئول تعامل با واقعیت بیرونی و کنترل تکانه‌های ناخودآگاه است.

ویژگی‌های سوژه لکانی:

  1. دوپارگی: لکان بر این باور است که سوژه هرگز به‌طور کامل یکپارچه نیست، بلکه همواره دوپاره است. این دوپارگی ناشی از ورود سوژه به نظام نمادین (زبان) و مواجهه با فقدان است.
  2. نقش زبان: لکان تأکید می‌کند که زبان نقش محوری در شکل‌گیری سوژه دارد. سوژه از طریق زبان و نمادها خود را تعریف می‌کند، اما در این فرایند بخشی از وجود خود را از دست می‌دهد.
  3. میل و فقدان: سوژه لکانی همواره در جست‌وجوی بخش گم‌شده‌ی خود است و این جست‌وجو به شکل «میل» بروز می‌کند. میل هرگز به‌طور کامل ارضا نمی‌شود؛ زیرا چیزی که سوژه به دنبال آن است، در واقع بخشی از وجود خود اوست که در فرایند ورود به نظم نمادین از دست رفته است.

در روانکاوی معاصر سوژه چیست؟

در روان‌کاوی معاصر، مفهوم سوژه دستخوش تحولات و بازخوانی‌های جدیدی شده است. این تحولات تحت تأثیر نظریه‌پردازان معاصر و رویکردهای جدیدی مانند فمینیسم، پسااستعمارگرایی، نظریه‌های کوئیر[۲۶] و روان‌کاوی رابطه‌ای قرار گرفته‌اند.
فمینیست‌ها به نقد سوژه مردانه‌محور در روان‌کاوی کلاسیک پرداخته‌اند و بر نقش جنسیت و قدرت در شکل‌گیری سوژه تأکید کرده‌اند. نانسی چودورو[۲۷] (1978) در کتاب بازتولید مادری[۲۸] استدلال می‌کند که ساختارهای جنسیتی و نقش‌های جنسیتی، نه تنها بر زنان، بلکه بر مردان نیز تأثیر عمیقی دارند.
روان‌کاوان پسااستعماری مانند فرانتس فانون[۲۹] و هومی بابا[۳۰] به بررسی تأثیر استعمار و نژاد بر شکل‌گیری هویت سوژه تاکید دارند. فانون بر این باور است که سوژه‌های تحت استعمار، هویت‌های دوگانه‌ای دارند که تحت تأثیر فرهنگ استعماری و فرهنگ بومی شکل می‌گیرند.
کوئیر اصطلاحی است که در حوزه‌های مطالعات جنسیت، فمینیسم، نظریه‌های انتقادی و فرهنگ استفاده می‌شود. این اصطلاح به‌طور کلی به هویت‌های جنسیتی و گرایش‌های جنسی خارج از هنجارهای دوتایی (Binary) و سنتی اشاره دارد.

نظریه‌پردازان کوئیر مانند جودیت باتلر[۳۱] به نقد سوژه‌های هنجاری و دوتایی [۳۲]پرداخته‌اند و بر نقش جنسیت و هویت‌های غیرهنجاری در شکل‌گیری سوژه تأکید کرده‌اند روان‌کاوان رابطه‌ای مانند استیون میچل[۳۳] و جسیکا بنجامین[۳۴] به نقد سوژه‌های فردی و مستقل در روان‌کاوی کلاسیک پرداخته‌اند و بر نقش روابط بین‌فردی در شکل‌گیری سوژه تأکید کرده‌اند. میچل در کتاب روان‌کاوی رابطه‌ای [۳۵](۱۹۸۸) استدلال می‌کند که سوژه همواره در حال تعامل با دیگران است و این تعاملات هستند که هویت او را شکل می‌دهند.

نتیجه‌گیری

سوژه در روان‌کاوی یکی از مفاهیم محوری است که درک ما از ساختار روانی انسان را شکل می‌دهد. از نظریه‌های کلاسیک فروید تا لکان و رویکردهای معاصر مانند روان‌کاوان فمینیست، این مفهوم دستخوش تحولات زیادی شده است. سوژه نه تنها در تعامل با ابژه‌ها معنا می‌یابد، بلکه در فرایند درمان روان‌کاوی نیز نقش کلیدی ایفا می‌کند.

منابع

Chodorow, N. (1978). The Reproduction of Mothering: Psychoanalysis and the Sociology of Gender. University of California Press.

Fanon, F. (1952). Black Skin, White Masks. Grove Press.

Foucault, M. (1982). The Subject and Power. Critical Inquiry, 8(4), 777-795.

Freud, S. (1905). Three Essays on the Theory of Sexuality. Standard Edition, 7.

Freud, S. (1912). The Dynamics of Transference. Standard Edition, 12.

Freud, S. (1915). The Unconscious. Standard Edition, 14.

Freud, S. (1923). The Ego and the Id. Standard Edition, 19.

Klein, M. (1946). Notes on Some Schizoid Mechanisms. International Journal of Psycho-Analysis, 27, 99-110.

Lacan, J. (1949). The Mirror Stage as Formative of the I Function. Écrits.

Lacan, J. (1957). The Agency of the Letter in the Unconscious or Reason Since Freud. Écrits.

Winnicott, D. W. (1953). Transitional Objects and Transitional Phenomena. International Journal of Psycho-Analysis, 34, 89-97.

[۱] Subject

[۲] اید را در متون دیگر معادل با نهاد، ایگو را معادل با خود، و سوپر ایگو را معادل با فراخود قرار داده‌اند.

[۳] Pleasure Principle

[۴] Eros

[۵] Thanatos

[۶] Reality Principle

[۷] Morality Principle

[۸] Conscience

[۹] Unconscious

[۱۰] Psychosexual Stages

[۱۱] Defense Mechanisms

[۱۲] Repression

[۱۳] Projection

[۱۴] Sublimation

[۱۵] Split Subject

[۱۶] Symbolic Order

[۱۷] Desire

[۱۸]The Imaginary Order

[۱۹] The Symbolic Order

[۲۰] Split

[۲۱] Name-of-the-Father

[۲۲] The Real

[۲۳] Lack

[۲۴] Lost

[۲۵] Lack

[۲۶] Queer

[۲۷] Nancy Chodorow

[۲۸] The Reproduction of Mothering

[۲۹] Frantz Fanon

[۳۰] Homi Bhabha

[۳۱] Judith Butler

[۳۲] Binary

[۳۳] Stephen A. Mitchell

[۳۴] Jessica Benjamin

[۳۵] Relational Psychoanalysis