این مقاله به قلم مریم باباییفرد برای انتشار در مجلهی روانکاوی دیگری آماده شده است.
شاید تا به حال تجربه قرارهای عاشقانه مختلفی داشتهاید و قبل از آماده شدن برای آنها از خودتان پرسیده باشید، چطور میتوانم بفهمم که او فرد مناسبی برای قرار گذاشتن هست یا نه، یا اینکه چطور میتوانم به او اعتماد کنم؟ آیا نشانهای وجود دارد که به ما کمک کند؟ بله! نشانهای وجود دارد که بیش از هر چیز دیگری میتواند نشان دهد که یک فرد چقدر قابل اعتماد است و چقدر ارزش این را دارد که با او قرار بگذاریم، و آن نشانه این است که آیا این فرد آمادگی اقدام برای رواندرمانی را دارد.
ممکن است این سوال مطرح شود که چگونه آمادگی داشتن برای اقدام به رواندرمانی میتواند به قابل اعتماد بودن یک فرد برای رابطه ارتباط داشته باشد، قبل از پرداختن به این موضوع ابتدا باید در مورد خودِ رواندرمانی روراست بود، در همین راستا به جرات میتوان گفت که لزوماً هر درمانی موفقیتآمیز نیست و همه درمانگران هم عالی نیستند. اما موضوع این نیست و قرار نیست در مورد موفقیتآمیز بودن رواندرمانی یا صلاحیت درمانگر باشد، حتی مسئله خیلی به این ربط ندارد که آیا فرد به هر طریق ممکن از رواندرمانی بهره برده یا نه، یا حتی اصلاً برای رواندرمانی اقدام کرده یا خیر، بلکه مسئله این است که در وهله اول فرد باید بپذیرد که ممکن است به رواندرمانی نیاز داشته باشد.
درک این نیاز به رواندرمانی یعنی بپذیرد که او هم ممکن است ویژگیهایی داشته باشد که لزوماً سالم نیستند و این هیچ اشکالی ندارد، برعکس درک و پذیرش این موضوع حتی میتواند نشانهای از بلوغ روانی باشد. این امر بسیار مهم است، زیرا در سطحی بنیادین نشان میدهد که فرد متوجه شده است که کاملاً طبیعی و نرمال نیست و در حقیقت ممکن است به شیوههای مختلفی تا حدودی نامتعادل و دردسرساز هم باشد. نکته دقیقاً اینجاست که توجه به این شرایط به جای اینکه مشکلساز باشد، در واقع میتواند سلامت، آرامش، رضایت و احترام در رابطه را نیز تضمین کند، زیرا فردی که به پذیرش این نکته رسیده باشد که ممکن است کاملاً متعادل و سالم نباشد، در شرایط دشوار و در بحرانهای مربوط به رابطه میتواند از این منظر نگاه کند که شاید بخشی از مسائل رابطه به او و مسائل او مربوط باشند، نکتهای که شاید هر کسی به آن توجه نکند و آن را مهم نبیند.
آیا شریک عاطفی مناسب باید یک فرد بالغ و کاملاً سالم و متعادل باشد؟
یک شریک عاطفی خوب و مناسب لزوماً فردی نیست که کاملاً متعادل و بالغ باشد (که البته همچنین فردی وجود هم ندارد)، بلکه شریک عاطفی مناسب فردی است که لزوماً اصراری بر سلامت و ثبات وضعیت روانی خود ندارد و با محدودیتهای خود کنار آمده است. درک و پذیرش این محدودیتها بسیار مهم است و آنچه که اهمیت این موضوع را دو چندان میکند، نه تنها درک و پذیرش این موارد بلکه شیوه مقابله و کنارآمدن با این موضوع و این شرایط است. چنین فردی پذیرفته که در کنار قبول کردن این محدودیتها، پرداختن به آنها گاهی باید به تنهایی صورت بگیرد.

این فرد در برههای از زمان به این درک رسیده که زندگی بسیار پیچیدهتر از آن است که تصورش را کرده بود و اینکه هیچ اشکالی ندارد اگر از فردی کمک بگیرد که بتواند به جنبههایی از وجود خود که با آنها مسئله دارد، معنا دهد و آن فرد میتواند درمانگر او باشد، درمانگر متخصصی که بتواند در شناخت و معنا دادن به این جنبههای پیچیده به او کمک کند. در واقع او با دریافت کمک از جانب یک متخصص کنار آمده است و خودِ این موضوع حاکی از آن است که به میزانی از پختگی روانی رسیده که میتواند محدودیتها و مشکلات خود را بپذیرد و سعی کند با آنها مواجه شود. این فرد کمالگرایی خود را کنار گذاشته و به همین دلیل میداند چطور نسبت به مسایل مختلف نگاهی منعطف داشته باشد و لزوماً در تلاش برای اثبات موضع خود نیست.
این موضوع در رابطه اهمیت زیادی دارد، زیرا فردی که کمالگرایی خود را کنار گذاشته و پذیرفته که فرد کاملی نیست و او نیز میتواند مشکلاتی داشته باشد، میتواند در برخورد با مسائل رابطه نگاهی منعطفانه داشته باشد و سهم خود را نیز در نظر بگیرد. به این ترتیب، چنین فردی احتمال بیشتری دارد که بتواند در شرایط دشوار در رابطه با در نظر گرفتن جوانب مختلف، برخورد مناسبتری داشته باشد.
خرد آرام پیش رفتن در رابطه
هر کسی میتواند اشتباه کند
آرامترین و باهوشترین افراد نیز این ظرفیت را دارند که بپذیرند گاهی مرتکب رفتارهای احمقانه شوند، گاهی اشتباه کنند و اینکه گاهی ندانند دقیقاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است. این نوع شک و دودلی نه تنها برخاسته از موضعی فروتنانه است، بلکه در مواقع بسیاری سودبخش نیز محسوب میشود، مثلاً وقتی طرفین رابطه در حال مشاجره و دعوا هستند، یا وقتی شب هنگام یکی از زوجین در ماشین اجارهای در آن سر شهر گم شده یا هنگامی که رابطهی جنسی دچار مشکل شود و حتی وقتی سر میز غذا مشاجرهای قریبالوقوع در حال رخ دادن باشد. در همه این موارد پذیرش این نکته که خودِ فرد نیز میتواند سهمی در ایجاد این شرایط داشته باشد، نه تنها هیچ اشکالی ندارد، بلکه میتواند کمککننده نیز باشد. پذیرش این نگاه نتیجه انعطافپذیری است، که خود از شاخصهای مهم سلامت روان به حساب میآید و حکایت از آن دارد که فرد میتواند زاویهی دیدی متفاوت به مشکل موجود داشته باشد و به جای تمرکز روی موضع پیدا کردن مقصر، درصدد حل مسئله باشد، زیرا او پذیرفته که به عنوان یک انسان، حتی اگر باهوش و موفق نیز بوده است، احتمال خطا و اشتباه برای او هم هست.
دشمن عشق
شاید بتوان گفت بزرگترین دشمن عشق حق به جانب بودن است. اینکه فرد نپذیرد به عنوان یک انسان ممکن است سهمی در مسائل فعلی رابطه داشته باشد و اینکه مدام انگشت اتهام را به سمت دیگری دراز کرده و به جای تمرکز بر مسائل رابطه، به دنبال رفع تکلیف از خود باشد. چنین طرز فکری برخاسته از یک موضع حق به جانب است که کمترین احتمال اشتباه را برای خود قائل نیست. از یک منظر، اتخاذ این موضع و به دنبال آن پویاییای که در رابطه ایجاد شده، حتی میتواند روی نگرش طرف مقابل نیز تأثیر بگذارد و او مدام خود را مقصر بپندارد، بدون اینکه اشتباهی کرده باشد!

اما وقتی فرد بداند که به دلیل وجود آسیبپذیریهای احتمالی، همیشه امکان خطا از سمت خودِ او نیز وجود دارد، شرایط فرق میکند. در همین راستا تمایل نسبت به مراجعه برای رواندرمانی به نوبه خود مهمترین نشانهای است که حکایت از آن دارد که فرد این موضوع را حل کرده است. شایستهترین افراد معمولاً به پیدا کردن مقصر فکر نمیکنند، بلکه آمادگی درک این موضوع را دارند که شاید خودشان کارهای عجیب و اشتباهی کردهاند، آنها میدانند که شاید خودشان نیازمند تغییر هستند. به همین ترتیب آنان که دشمن عشق هستند، همیشه شما را مقصر میدانند و با همان ویژگیهایی که دارند کاملاً راحت هستند. برای آنها همیشه مقصر دانستن دیگران راحتتر از پذیرش مسئولیت تغییر در رابطه است و همین موضوع میتواند به شدت برای رابطه دردسرساز باشد. وقتی فرد مدام به نقش طرف مقابل اشاره کند و با موضعی حق به جانب، سهم خود را نادیده بگیرد، فضای رابطه تغییر کرده و این یعنی آسیب به عشق.
بازگشت به رابطهی قبلی
چگونه تمایل نسبت به مراجعه برای رواندرمانی میتواند نشانهای کلیدی از قابل اعتماد بودن افراد برای قرار گذاشتن باشد؟
نکته قابل توجه اینجا این است که مسئله لزوماً اقدام برای مراجعه به رواندرمانگر نیست، بلکه ظرفیت پذیرش این موضوع است که هر فردی میتواند مشکلاتی داشته باشد و بخشی از مشکلات ایجاد شده در رابطه میتواند سهم او و مشکلات او نیز باشد. بنابراین تمایل نسبت به مراجعه برای رواندرمانی، لزوماً ارتباطی با مزایای رواندرمانی و بهره بردن از رواندرمانی ندارد و بیش از اینکه به مزایای آن مربوط باشد، به این موضوع مربوط میشود که وقتی مشاجرهای وجود دارد یکی از طرفین میتواند رابطه را از بنبست خارج کند، آن هم با گفتن جملهای مانند «شاید لازم باشد که من راجع به این موضوع فکر کنم» یا این جمله که «شاید این من بودم که مورد پیچیدهای را با خودم به این مشاجره آوردم». این نگاه یعنی پذیرش سهم خود و مسائل احتمالی خود در ایجاد مسائل رابطه. این موارد بسیار بیشتر از هدایای گرانقیمت و تعطیلات میتوانند موارد لازم برای یک رابطه رمانتیک، یعنی مواردی که به شکوفایی عشق کمک میکنند، به حساب بیایند. مواردی که شاید کمتر کسی به آن توجه کند. در مجموع ممکن است شریک عاطفی ما برای رواندرمانی اقدام کند و نتیجه بگیرد یا حتی نگیرد. بنابراین بار دیگر باید به این نکته دقت شود که لزوماً مسئله خودِ اقدام برای رواندرمانی یا حتی نتیجه گرفتن از رواندرمانی نیست! این موضوع بسیار کمتر از گشودگی فرد نسبت به مراجعه برای درمان اهمیت دارد و میتواند بیانگر این موضوع باشد که این فرد میتواند تصور کند که شاید مسئله به خودِ او مربوط شود و اینکه میداند همچنان موارد زیادی هست که باید بیاموزد و این موضوع نه تنها هیچ اشکالی ندارد، بلکه کمککننده نیز هست. به بیان دیگر فردی که به این پذیرش رسیده، همان کسی است که لایق لطف و عطوفت ما هست و میتوانیم زمان گرانبهای خود را با او بگذرانیم.
آشنایی با درمانگران دیگری
روانکاوی آنلاین برای مهاجران
منبع
Jory, K., Trammell, J., & Miller-Perrin, C. (2018). Marital Satisfaction: The Role of Postformal
Thought and Partner Blame. Psi Chi Journal of Psychological Research, 23(4).
Stoeber, J. (2012). Dyadic perfectionism in romantic relationships: Predicting relationship
satisfaction and long-term commitment. Personality and individual differences, 53(3),
300-305.
The School of Life (2025). A Crucial Sign That Someone Is Worth Going Out With. Retrieved
from https://www.theschooloflife.com/article/a-crucial-sign-that-someone-is-worth-
going-out-with/.