من از کشتزار دیگری می‌روید...

بهار آیت‌مهر، روان‌درمانگر

ابژه چیست؟ مفهوم ابژه در روان‌کاوی به فرد دیگری اشاره دارد که در تقابل با «خود» (self) قرار می‌گیرد. این مفهوم توسط زیگموند فروید معرفی شد و بعدها توسط نظریه‌پردازانی مانند ملانی کلاین، هاینتس کوهوت و دیگران گسترش یافت. ابژه‌ها نقش اساسی در رشد روانی، روابط بین‌فردی و آسیب‌شناسی روانی دارند. در این مقاله به […]

دوره‌ای از زندگی و حالتی از ذهن وجود دارد که در آن به اندازه‌ی کافی قوی هستیم تا با تجمل با تمام تحقیری که سزاوار آن است، برخورد کنیم؛ زمانی که می‌دانیم چگونه باید هزینه‌های گزاف، بیهودگی و، مهم‌تر از همه، خودنمایی و تکبر آن را به درستی به تمسخر بگیریم. [کدام دوره از زندگی؟] […]

این مقاله ترجمه‌ی مقاله ای با همین عنوان است که در وب‌سایت مدرسه زندگی منتشر شده است. در حالی که اغلب در مورد مشکلات افرادی می‌شنویم که نمی‌توانند روابط صمیمانه‌ای برقرار کنند یا از بیان احساسات واقعی خود ناتوان هستند، ممکن است زمان ببرد تا به مشکل دیگری که به همان اندازه جدی است توجه […]

ما – بسیاری از ما – در جوامعی زندگی می‌کنیم که به شدت تحت نظارت است و برای کوچک‌ترین تخلفات، مجازات‌هایی وجود دارد. [به عنوان مثال] ممکن است مجبور شویم برای انداختن دستمال کاغذی در پارک یا رانندگی با سرعت 22 مایل در ساعت در جاده دوطرفه‌ای که در ساعت 3 صبح کاملاً خلوت است، […]

چطور می‌توان قضاوت کرد که یک رابطه‌ی عاطفی تداوم خواهد یافت یا محکوم به شکست است؟ تفاوت میان زوج‌های شکننده و قوی چیست؟ در ادامه به تعدادی از این تفاوت‌ها اشاره خواهیم کرد. ۱.خوشبینی بیش از حد درباره روابط زوج‌های شکننده معمولاً به‌طور پارادوکسیکالی، نسبت به عشق و روابط خود خوشبین هستند. آن‌ها خوشحالی […]

مقاله‌ی زیر ترجمه‌ی مقاله‌ای با عنوان زنی که دوستش دارم و زنی که بدون او نمی‌توانم زندگی کنم، تالیف برگمان در سال ۲۰۱۳ است. رابطه بین عشق و مرحله همزیستیِ دوران کودکی، از منظری جدید در قالب تعارض بین «زنی که دوستش دارم» و «زنی که نمی‌توانم بدون او زندگی کنم» بررسی می‌شود. عشق […]

هرگز شریک‌عاطفی مناسبم را پیدا نخواهم کرد! ترس شما درست است: هرگز پیدا نخواهید کرد. گفتن آن در حال حاضرْ سخت به نظر می‌رسد، اما شریکِ‌عاطفی مناسبِ شما واقعا وجود ندارد: فقط انواع و درجات مختلفی از [شریک عاطفیِ] اشتباه وجود دارد. تقصیر شما یا آن‌ها نیست. هرکسی، هر چقدر هم که در ابتدا دوست […]

ممکن است در نگاه اول چنین به نظر برسد که افرادی بسیار موفق احتمالاً هیچ رابطه‌ای با نفرت از خود ندارند: [هرچه که باشد] آن‌ها کسانی هستند که در امتحاناتْ فوق‌العاده خوب عمل کردند، مورد تحسین معلم‌ها بودند، در بهترین دانشگاه‌ها پذیرفته شده‌اند، با افتخار فارغ‌التحصیل شده‌اند، وارد دانشکده‌های حقوق و پزشکی شده‌اند، کسب‌وکارهای پر […]

همه‌ی ما به شدت با مشکلات مرتبط با بی‌شرم در رابطه جنسی سازگار شده‌ایم؛ یعنی با فرهنگ منحطی که در آن همه چیز مجاز به نظر می‌رسد، فرهنگی که فضای حاکم بر آن اغلب بیش از حد صریح است و برخی افراد به شدت از توجه ناخواسته، تهاجمی و متعرضانه‌ی دیگران آسیب می‌بینند. بنابراین در چنین فرهنگی ممکن است کمی
بسیاری از رفتارهای ما تا زمانی که نتوانیم ایده‌ی اصلی در مورد نحوه ساخت انسان را در نظر بگیریم، برایمان معنادار نیست: ایده اصلی این است که بیولوژیِ ما بقا را بر خودآگاهی ارجح می‌داند. به عبارت دیگر، مهم‌ترین اولویت برای اعضای گونه‌ی ما، زندگی کردن و ادامه دادن است، نه مکث کردن و درک و بررسی. اگر هر فردی