این مقاله ترجمه‌ی مقاله‌ای با عنوان «در باب هیچ کاری نکردن در درمان روان تحلیلی بیمار مقاوم مبتلا به شخصیت مرزی» تالیف گلن گابارد در سال ۱۹۸۹ است. روانکاو در طول زندگی‌اش این وظیفه را عهده‌دار است که سکوت‌های طولانی را در جریان کار خود تحمل کند. مطالب زیادی درباره‌ی رویکرد تکنیکال بهینه[1] نسبت به دوره‌های سکوت در بیمار نوروتیک
تخصصی
به عنوان روان‌شناس بالینی همیشه با سئوالات متعددی درباره‌ی هیجانات مواجه بوده‌ام؛ به عنوان مثال از من می‌پرسند هیجانات و احساسات ما دقیقا از کجای بدن ما می‌آیند؟ چه جایی در وجود ما مسئوال تولید هیجانات است؟ احساسات مقدم بر فکر کردن است یا برعکس؟ آیا می‌توان قلب و مغز را آشتی داد؟ در این مقاله سعی می‌کنم به نحوه‌یِ
تخصصیوعمومی