ناخوداگاه چیست؟

ناخودآگاه چیست؟


ناخودآگاه چیست؟ ناخودآگاه به محتواها یا فرایندهای ذهنی‌ای اطلاق می‌شود که فرد از آن‌ها آگاه نیست، اما به‌طور فعال بر تجربه‌های خودآگاه تأثیر می‌گذارند. در روان‌کاوی، ناخودآگاه به منطقه‌ای فرضی از ذهن اشاره دارد که در آن محتواهای ذهنی به دلیل سرکوبی از دسترسی به آگاهی محروم می‌شوند و بر اساس شیوه‌های عملکرد خاص خود عمل می‌کنند.

فهرست مطالب

سه معنای اصلی ناخودآگاه

این ایده که نیروهایی خارج از آگاهی هوشیار وجود دارند، هزاران سال است که مطرح بوده است. اصطلاح «ناخودآگاه» برای اولین بار توسط فیلسوف آلمانی فریدریش شلینگ در اواخر قرن هجدهم ابداع شد و بعدها توسط شاعر انگلیسی، ساموئل تیلور کولریج، به زبان انگلیسی ترجمه شد. در حوزه روانشناسی، اندیشمندانی مانند ویلیام جیمز و ویلهلم وونت به تأثیرات ناخودآگاه اشاره کرده بودند، اما این زیگموند فروید بود که این مفهوم را رواج داد و آن را به بخش مرکزی رویکرد روانکاوی خود تبدیل کرد. از نگاه فروید ناخودآگاه چیست؟ فرود ناخودآگاه را در سه معنا مطرح کرد:

  1. معنای توصیفی
  2. ناخودآگاه در مدل توپوگرافیک اول
  3. ناخودآگاه در مدل توپوگرافیک دوم

در ادامه به بررسی هر سه معنای ناخوداگاه خواهیم پرداخت.

معنای توصیفی ناخودآگاه

در این معنا، ناخودآگاه به تمام محتواهایی اشاره دارد که در لحظه‌ی حاضر در میدان آگاهی فرد حضور ندارند. این تعریف کلی است و تمایزی میان محتواهای نیمه‌آگاه و ناخودآگاه قائل نمی‌شود.

ناخوداگاه در مدل توپوگرافیک اول

ناخوداگاه چیست؟

فروید در مدل اول خود از ساختار ذهن، ذهن را متشکل از سه نظام (یا سیستم) می‌داند که بر اساس رابطه‌شان با هشیاری تفکیک می‌شوند. این سه نظام عبارتند از سیستم خودآگاه (Cs.)، سیستم نیمه‌آگاه ( Pcs.، که گاهی Cs-Pcs. نامیده می‌شود) و سیستم ناخودآگاه .(Ucs.) سیستم خودآگاه شامل محتواهای ذهنی است که در آگاهی قرار دارند. سیستم نیمه‌آگاه شامل محتواهای ذهنی است که به صورت توصیفی ناخودآگاه هستند، به این معنا که در هر لحظه خاص خودآگاه نیستند اما به راحتی می‌توان با توجه کردن به آن‌ها به خودآگاه آورده شوند. سیستم ناخودآگاه به صورت پویا ناخودآگاه است، به این معنا که محتواهای آن به دلیل سرکوب، به طور فعال از دسترسی به خودآگاه محروم می‌شوند.

در مدل توپوگرافیک اول ناخودآگاه چیست؟ در معنای «توپوگرافیک»، اصطلاح «ناخودآگاه» یکی از نظام‌هایی را توصیف می‌کند که شامل محتواهایی است که سرکوب شده‌اند و از دسترسی به نظام  نیمه‌آگاه – خودآگاه محروم مانده‌اند، آن هم به واسطه عمل سرکوب («سرکوب نخستین1Primal Repression» به‌اضافه «سرکوب به معنای خاص2Repression Proper» یا «فشار پسین»).

ویژگی‌های بنیادین ناخودآگاه به‌مثابه یک نظام (Ucs.) را می‌توان چنین برشمرد:
الف. «محتواهای» آن، «بازنمایی» غرایز هستند.
ب. این محتواها توسط مکانیسم‌های ویژه فرایند اولیه، به‌ویژه «تراکم» و «جابه‌جایی»، اداره می‌شوند.
ج. این محتواها، که با انرژی غریزی به‌شدت نیروگذاری شده‌اند، می‌کوشند تا دوباره به خودآگاهی راه یابند و فعالیت خود را از سر گیرند (بازگشت امر سرکوب‌شده)، اما تنها در قالب‌ شکل‌گیری‌های‌ مصالحه3Compromise-formation و پس از تحمل تحریف‌های سانسور می‌توانند به نظام خودآگاه-نیمه‌آگاه (Pcs.−Cs.) دسترسی پیدا کنند.
د. به‌ویژه آرزوهای کودکی هستند که در ناخودآگاه تثبیت می‌شوند.
لازم به ذکر است که اختصار Ucs (در آلمانی Ubw. برای Unbewusst) ناخودآگاه را در شکل مادّی آن به‌عنوان یک نظام مشخص می‌کند؛ و اختصار ucs. (ubw.) شکل کوتاه شده صفت «ناخودآگاه» (unbewusst) است، که به معنای دقیق کلمه برای توصیف محتواها این نظام به کار می‌رود.

تکوین ناخودآگاه در مدل توپوگرافیک اول

در مدل توپوگرافیک، فروید سیستم ناخودآگاه را از منظر تحولی توصیف کرد. در ابتدا، «سرکوب اولیه» مانع از دسترسی برخی بخش‌های زندگی ذهنی به آگاهی می‌شود و سیستم ناخودآگاه را تشکیل می‌دهد. سپس، از طریق «سرکوب به‌معنای دقیق4Repression proper»، بخش‌هایی از زندگی ذهنی که بالقوه می‌توانند خودآگاه شوند یا خودآگاه شده‌اند، به دلیل غیرقابل قبول بودن برای خودآگاه، مورد سانسور قرار می‌گیرند.

ناخوداگاه چیست؟
سرکوب نخستین چیست؟

این اولین مرحله از فرایند سرکوب است و مربوط به دوران کودکی است. در این فرایند، امیال، افکار یا تجربیاتی که برای کودک غیرقابل پذیرش هستند (مثلاً تمایلات جنسی یا پرخاشگرانه ناخودآگاه) هرگز به‌طور کامل به سطح خودآگاه راه نمی‌یابند و از ابتدا در ناخودآگاه باقی می‌مانند. به عبارت دیگر، سرکوب نخستین باعث می‌شود برخی سائق‌ها (غریزه‌ها) هرگز وارد حوزه هشیاری نشوند. به‌عنوان مثال تمایلات ادیپال در کودکی که به‌طور طبیعی سرکوب می‌شوند.

«سرکوب به معنای خاص» چیست؟

سرکوب به معنای خاص به فرایندی اطلاق می‌شود که در آن افکار، احساسات یا خاطراتی که قبلاً در آگاهی بوده‌اند یا بالقوه می‌توانستند به آگاهی بیایند، به‌طور فعال از دسترسی به آگاهی دور نگه داشته می‌شوند. این فرایند معمولاً به دلیل ماهیت ناخوشایند یا تهدیدآمیز این محتواها انجام می‌شود.

تفاوت «سرکوب اولیه» با «سرکوب به معنای خاص»

سرکوب اولیه به فرایندی اشاره دارد که در آن برخی از محتواهای ذهنی هرگز به آگاهی نمی‌رسند و از ابتدا در ناخودآگاه باقی می‌مانند. این محتواها معمولاً مربوط به تجربیات اولیه کودکی هستند. اما سرکوب به معنای خاص به محتواهایی اشاره دارد که قبلاً در آگاهی بوده‌اند یا بالقوه می‌توانستند به آگاهی بیایند، اما به‌طور فعال از آگاهی دور نگه داشته می‌شوند.

فرایند اولیه و ناخودآگاه

همان‌طوری که پیش از این گفتیم محتوای ناخوداگاه به دلیل غیرقابل قبول بودن برای خودآگاه، مورد سانسور قرار می‌گیرد؛ فروید استدلال کرد که در زمان خواب سانسور غیرفعال می‌شود و از همین رو رویاها «شاهراهی به سوی ناخودآگاه» هستند، زیرا وقتی سانسور خواب است، می‌توان در زندگی رویایی مشاهده کرد که چگونه تمایلات ناخودآگاه از کودکی ذهن را فعال و سازمان‌دهی می‌کنند.
از طریق بررسی رویاها، فروید توانست شیوه خاص عملکرد سیستم ناخودآگاه را مشاهده کند، که آن را «فرایند اولیه» نامید. او فرایند اولیه را ابتدایی‌ترین شکل فعالیت ذهنی می‌دانست. این فرایند بدون توجه به منطق، درجات یقین، نفی، تناقض یا زمان، بر اساس اصل لذت (در مقابل اصل واقعیت) عمل می‌کند. افکار نه در قالب کلمات (جز در ابتدایی‌ترین شکل آن‌ها)، بلکه در قالب تصاویر با استفاده از نمادین‌سازی، جابجایی و تراکم بیان می‌شوند. در مقابل سیستم ناخودآگاه، سیستم خودآگاه-نیمه‌‌خودآگاه بر اساس فرایند ثانویه عمل می‌کند، که با تفکر منطقی و مبتنی بر زبان مطابق با اصل واقعیت مشخص می‌شود.
وقتی محتواهای ذهنی مورد سرکوب قرار می‌گیرند، از بخش‌های منطقی‌تر ذهن جدا شده و به‌صورت مداوم بر اساس فرایند اولیه عمل می‌کنند. آن‌ها از طریق مواجهه با عقل و واقعیت «تضعیف5Worn away» نمی‌شوند. افکار و احساسات سرکوب‌شده ناخودآگاه نیروی جاذبه‌ای بر سایر محتواهای ذهنی اعمال می‌کنند، که می‌توانند به درون ناخودآگاه کشیده شده و مجموعه‌ای از ایده‌های مرتبط و سرکوب‌شده را تشکیل دهند. حتی در حالی که سرکوب شده‌اند، این افکار و احساسات تأثیر مداوم، هرچند پنهان، بر زندگی ذهنی خودآگاه دارند.

فروید در تلاش برای تعریف ناخودآگاه به‌عنوان یک نظام، ویژگی‌های خاص آن را چنین برمی‌شمرد: فرایند اولیه؛ نبود نفی، تردید، و درجاتی از یقین؛ بی‌تفاوتی نسبت به واقعیت و تبعیت انحصاری از اصل لذت و عدم‌لذت .

۱. پیش از ۱۹۰۵ (نظریه اولیه)
به نظر فروید در سال ۱۹۰۰، محتواهای سیستم ناخودآگاه شامل هر دو نوع تمایلات غیرقابل قبول هستند؛ محتوایی که هم از طریق سرکوب اولیه و هم ثانویه به ناخودآگاه رانده شده‌اند.
۲. پس از ۱۹۰۵ (نظریه سائق‌ها)

پس از ابداع نظریه رانه (فروید، ۱۹۰۵)، محتواهای سیستم ناخودآگاه شامل مشتقات رانه‌ها می‌شوند. منظور از مشتقات رانه بازنمایی‌های روانیِ تغییرشکل‌یافته رانه‌ها (مثل فانتزی‌ها، خاطرات یا افکار مرتبط با تمایلات جنسی/پرخاشگری) هستند. این مشتقات سرکوب‌شده سائق‌ها، به شکلی پنهان و قابل قبول برای سانسور، به دنبال دسترسی به خودآگاه هستند. آن‌ها ممکن است به شکل سمپتوم‌های نوروتیک، لغزش‌های زبانی و عملی (پاراپراکسیس‌ها)، و بعدها به صورت شخصیت و انتقال، خودآگاه شوند.

ناخوداگاه چیست؟

ناخوداگاه چگونه بروز پیدا می‌کند؟

محتواهای ذهنی که مورد سرکوب بیش از حد قرار گرفته‌اند، تأثیرات آسیب‌زایی6Pathogenic بر ذهن اعمال می‌کنند. این تأثیرات آسیب‌زا شامل بازداری‌ها، سمپتوم‌ها و اضطراب هستند. فروید اصطلاح نوروز را از دنیای پزشکی اطراف خود اقتباس کرد تا سمپتوم‌های هیستری، فوبیا و سندرم‌های مشخص‌شده با وسواس‌ها و اجبارها (روان‌نژندی‌ها7The Psychoneuroses) را توصیف کند، که همه بر اساس سرکوب آرزوها و تکانه‌های غیرقابل قبولی هستند که به صورت سمپتوم‌ها، به خودآگاه «بازگشت» می‌کنند. خاطرات سرکوب‌شده ناخودآگاه اغلب به جای یادآوری، تکرار می‌شوند، به‌ویژه در انتقال (فروید، ۱۹۱۴). بعدها، فروید ادعا کرد که شخصیت نیز نمایان‌گر تأثیر مشتقات سرکوب‌شده سائق‌های ناخودآگاه است. بنابراین به طور خلاصه می توان گفت که تظاهرات بالینی محتواها ناخودآگاه به اشکال زیر است:

  1. سمپتوم‌های نوروتیک: نشانه‌های روان‌رنجورانه‌ای هستند که به عنوان راه‌حل‌های ناخودآگاه برای تعارض‌های درونی ظاهر می‌شوند.
  2. پاراپراکسیس: که لغزش‌های زبانی (یعنی گفتن ناخواسته‌ی کلمات یا فراموشی‌هایی که تمایلات ناخودآگاه را فاش می‌کنند) و اشتباهات روزمره (مانند گم کردن وسایل مرتبط با موقعیت‌های اضطراب‌آور)، را شامل می‌شود.
  3. انتقال: در روان‌درمانی تحلیلی، بیمار احساسات سرکوب‌شده نسبت به والدین یا افراد مهم زندگی را به درمانگر منتقل می‌کند و این پدیده کلید دسترسی به ناخودآگاه است.
  4. تکرار به جای یادآوری: افراد به جای به خاطر آوردن تروماهای گذشته، آنها را در روابط جدید تکرار می‌کنند. به‌عنوان مثال کسی که در کودکی مورد بی‌توجهی قرار گرفته، ناخودآگاه به سمت شریک عاطفی سرد جذب می‌شود. فروید این را «اجبار به تکرار» نامید.
  5. شکل‌گیری شخصیت: مکانیسم‌های دفاعی می‌توانند تمایلات ناخودآگاه را به ویژگی‌های شخصیتی تبدیل کنند.

تفاوت خودآگاه و ناخودآگاه

خودآگاه چیست؟

خودآگاه8Conscious به ساده‌ترین تعریف، هر چیزی است که در یک لحظه مشخص از آن آگاهیم: اندیشه‌ای که همین الان به ذهنمان می‌رسد، حسی که از بدن خود داریم، یا توجهی که به محیط اطراف معطوف می‌کنیم. فروید خودآگاه را به «مفهومی که برای ما حاضر است و از آن آگاهیم» تعریف می‌کند و تأکید می‌ورزد که این همان معنای یگانه «هوشیاری» است. خودآگاه، سطحی‌ترین لایه روان ماست؛ جایی که منطق، استدلال و اراده آگاهانه در آن جریان دارند.

اما خودآگاه، تمام روان ما نیست. چه بسیار اندیشه‌هایی که لحظاتی پیش در ذهن داشتیم و اکنون ناپدید شده‌اند، اما ساعتی بعد دوباره، بی‌آنکه دوباره آنها را از طریق حواس درک کرده باشیم، به خاطرمی‌آیند. این پدیده‌ی ساده‌ی «به‌یادآوری» نشان می‌دهد که چیزی در روان وجود دارد که در پس‌زمینه‌ی آگاهی باقی می‌ماند و در موقعیت مناسب، به سطح خودآگاه بازمی‌گردد.

ناخودآگاه: فراتر از آنچه به‌یاد می‌آوریم

فروید برای این لایه‌ی نهفته، اصطلاح «ناخودآگاه»9Unconscious را به کار برد. اما او به‌سرعت دریافت که تمام اندیشه‌های نهفته یکسان نیستند و این واژه می‌تواند سه معنای متفاوت داشته باشد:

نخست، معنای توصیفی: ناخودآگاه یعنی هر اندیشه‌ای که در لحظه‌ی حال از آن آگاه نیستیم، اما می‌تواند با کمترین مانعی به خودآگاه راه یابد. فروید این نوع را «نیمه‌هوشیار»10Preconscious نامید. خاطرات معمولی و اطلاعاتی که در هر لحظه به آنها نیاز نداریم اما در صورت لزوم به‌یاد می‌آوریم، نمونه‌هایی از این دست هستند.

دوم، معنای پویا: برخی اندیشه‌ها و امیال، هرچند بسیار نیرومند و تأثیرگذارند، به خودآگاه راه نمی‌یابند. دلیل این امر، حضور نوعی «نیروی دافعه» یا مقاومت است که مانع از ورود آنها به هشیاری می‌شود. این اندیشه‌های سرکوب‌شده، قلب تپنده ناخودآگاه به‌معنای اخص را تشکیل می‌دهند. آنها نه ضعیف‌اند و نه بی‌اهمیت؛ برعکس، به دلیل بار عاطفی و تعارضی که دارند، از آگاهی دور نگه داشته می‌شوند.

سوم، معنای سیستماتیک: فروید در سال‌های بعد به این نتیجه رسید که ناخودآگاه صرفاً مجموعه‌ای از محتویات سرکوب‌شده نیست، بلکه یک «سیستم» یا «نظام» روانی مستقل با قوانین خاص خود است. او این سامانه را با اختصار «ناخودآگاه به‌معنای سیستماتیک» نامید و آن را با حروف اختصاری Ubw (Ucs) نشان داد. این سامانه قواعدی دارد که با قوانین خودآگاه تفاوت بنیادین دارد؛ مثلاً در ناخودآگاه، زمان و تناقض منطقی وجود ندارد و امیال گوناگون می‌توانند هم‌زمان و بی‌تضاد در کنار هم جای گیرند.

ژاک لکان، روانکاو فرانسوی، خوانشی تازه از ناخودآگاه فروید ارائه داد. او با بهره‌گیری از زبان‌شناسی ساختارگرا، ناخودآگاه را «ساختاریافته همچون زبان» توصیف کرد. به‌بیان دیگر، ناخودآگاه همچون شبکه‌ای از «دال‌ها»11Signifiers عمل می‌کند؛ واحدهایی مانند واژه‌ها، حرکات، یا نشانه‌ها که در زنجیره‌ای از روابط نامتناهی به یکدیگر متصل‌اند. این دال‌ها معنای ثابتی ندارند؛ معنا در جابه‌جایی و ارتباط میان آنها پدید می‌آید و همواره به تعویق می‌افتد.

از این منظر، ناخودآگاه «انبار» غرایز یا خاطرات سرکوب‌شده نیست، بلکه تأثیری است که زبان بر سوژه می‌گذارد. درواقع، ناخودآگاه در شکاف‌ها و ابهام‌های گفتار خود را نشان می‌دهد: در لغزش‌های زبانی، در تعبیرهای دوگانه، در آنچه «میان سطرها» گفته می‌شود. لکان تأکید دارد که ناخودآگاه «صدای دیگری» است؛ یعنی چیزی که از بیرون (در زبان و فرهنگ و روابط نخستین) به درون ما راه یافته و اکنون به‌عنوان امری بیگانه اما بنیادین در وجود ما سخن می‌گوید.

فروید ناخودآگاه را عمدتاً به‌مثابه مخزنی از امیال و خاطرات سرکوب‌شده تصور می‌کرد که با تکنیک‌هایی چون تداعی آزاد و تعبیر رویا قابل دسترسی است. اما لکان این تصویر را به چالش کشید و نشان داد ناخودآگاه از جنس «معنای نهفته» نیست؛ بلکه ساختاری خالی از معناست که در فرایند گفت‌وگو و در نسبت با «دیگری بزرگ»12the Other فعال می‌شود.

ناخودآگاه چگونه بر رفتار و تصمیم‌های ما تأثیر می‌گذارد؟

تأثیر ناخودآگاه بر زندگی روزمره نه یک فرضیه انتزاعی، بلکه واقعیتی است که در همه‌جا خود را نشان می‌دهد. از انتخاب‌های کوچک تا تصمیم‌های سرنوشت‌ساز، از واکنش‌های هیجانی آنی تا الگوهای پایدار رابطه‌ای، رد پای ناخودآگاه بر همه‌ی این عرصه‌ها نقش بسته است. در ادامه، هر یک از وجوه این تأثیر را با تکیه بر مفاهیم روانکاوانه بررسی می‌کنیم.

 انتخاب‌های تکرارشونده

یکی از مشهودترین نشانه‌های ناخودآگاه، تکرار الگوهای رفتاری به‌ظاهر غیرمنطقی است. چه بسا فردی بارها و بارها وارد رابطه‌هایی می‌شود که سرانجامی مشابه و ناخوشایند دارند، یا همواره در موقعیت‌های کاری به شکلی یکسان درمانده می‌شود. فروید این پدیده را «اجبار به تکرار»13Repetition Compulsion نامید؛ تمایل ناخودآگاه به بازآفرینی موقعیت‌های گذشته، حتی اگر دردناک باشند.

در پس این تکرارها، معمولاً تعارضی حل‌نشده از دوران کودکی یا خاطره‌ای سرکوب‌شده قرار دارد که همچنان به‌گونه‌ای ناخودآگاه بر انتخاب‌های فعلی سایه افکنده است. به‌عنوان مثال، کسی که در کودکی پیوسته احساس طردشدگی داشته، ممکن است در بزرگسالی ناخودآگاه رفتارهایی از خود نشان دهد که موجب طرد دوباره او شود؛ زیرا این الگو برای روان او «آشنا» و درنتیجه «امن» تلقی می‌شود، هرچند رنج‌آور باشد.

 واکنش‌های هیجانی

برخی واکنش‌های هیجانی، به‌ویژه آنهایی که نسبت به موقعیت نامتناسب به‌نظر می‌رسند، ریشه در ناخودآگاه دارند. مثلاً ممکن است فردی در مواجهه با یک مقام قدرتمند، بی‌آنکه دلیل روشنی داشته باشد، دچار ترسی شدید یا خشم ناگهانی شود. روانکاوی این واکنش‌ها را «انتقال» می‌نامد: یعنی فرد احساسات و نگرش‌های خود نسبت به چهره‌های مهم دوران کودکی (مانند پدر یا مادر) را به فرد دیگری در زمان حال فرافکنی می‌کند، بی‌آنکه خود از این جابه‌جایی آگاه باشد. لکان نیز بر این نکته تأکید دارد که ناخودآگاه در مواجهه با «دیگری» برانگیخته می‌شود. وقتی با کسی روبه‌رو می‌شویم که برایمان مهم یا نمادین است، لایه‌های ناخودآگاهمان به حرکت درمی‌آید و واکنش‌هایی از خود نشان می‌دهد که ریشه در تاریخچه روابط ما با «دیگری‌های» بنیادین دارد.

ترس‌ها

بسیاری از ترس‌های ما، به‌ویژه آنهایی که جنبه غیرمنطقی دارند (مانند ترس از ارتفاع، فضاهای بسته، یا برخی حیوانات)، می‌توانند ریشه در ناخودآگاه داشته باشند. فروید این ترس‌های مرضی را «فوبیا» نامید و نشان داد که آنها غالباً نتیجه جابه‌جایی اضطراب از یک موضوع واقعاً تهدیدکننده (اما سرکوب‌شده) به چیزی بی‌آزارتر و قابل‌اجتناب‌تر هستند. به‌عنوان مثال، ترس از سگ ممکن است در اصل ترس از خشم پدر باشد که به‌دلیل سرکوب، به شیء دیگری (سگ) منتقل شده است. این جابه‌جایی، به روان امکان می‌دهد که با ترسی کوچک‌تر و قابل‌کنترل‌تر روبه‌رو شود، بی‌آنکه با منبع اصلی اضطراب که بس بزرگ‌تر است مواجه گردد.

تعارض‌های درونی

تعارض‌های روانی مکرر ( مانند دودلی در انتخاب‌های مهم، یا حس گناه مبهم پس از یک موفقیت ) اغلب بازتاب کشمکش میان نیروهای ناخودآگاه و خواسته‌های خودآگاه هستند. فروید این تعارض را بین «امیال غریزی» (از نظام ناخودآگاه) و «من خودآگاه» (که تحت تأثیر هنجارهای اجتماعی و اخلاقی شکل گرفته) می‌دانست. مثلاً، ممکن است فردی ناخودآگاه آرزوی موفقیتی بزرگ داشته باشد، اما هم‌زمان از ترس اینکه موفقیت او را از جمع آشنا جدا کند یا حسادت دیگران را برانگیزد، خود را در مسیر شکست قرار دهد. چنین تعارضی، در زندگی روزمره به‌صورت تردید مداوم، به‌تعویق‌انداختن کارها، یا حتی خودتخریبی بروز می‌کند.

 رویاها

فروید رویاها را «شاهراهی به سوی شناخت ناخودآگاه» می‌دانست. رویاها، برخلاف تصور رایج که آنها را آشفته و بی‌معنا می‌داند، پیام‌های رمزگذاری‌شده‌ای از ناخودآگاه هستند. در خواب، اندیشه‌های نیمه‌هوشیار باقی‌مانده از روز (که فروید آنها را «بازمانده‌های روزانه» می‌نامد) با امیال ناخودآگاه سرکوب‌شده پیوند می‌خورند و بدین‌ترتیب، رویایی پدید می‌آید که هم از محتوای روزانه تغذیه می‌کند و هم از نیروی کهن ناخودآگاه. نکته مهم این است که محتوای آشکار رویا (آنچه به‌یاد می‌آوریم) هیچ‌گاه محتوای پنهان آن (اندیشه‌های ناخودآگاه رویا) نیست. رویا از سازوکارهایی چون «تراکم» (فشرده‌سازی چند معنا در یک تصویر) و «جابه‌جایی» (انتقال بار عاطفی از یک عنصر مهم به عنصری بی‌اهمیت‌تر) استفاده می‌کند تا محتوای سرکوب‌شده را به‌شکلی قابل‌قبول برای خودآگاه درآورد. ازاین‌رو، تعبیر رویا نیازمند رمزگشایی است؛ کاری که در اتاق تحلیل و با تداعی‌های آزاد بیمار ممکن می‌شود.

لغزش‌های زبانی و عملی

«لغزش فرویدی» شاید مشهورترین نشانه ناخودآگاه در زندگی روزمره باشد. وقتی به‌جای یک کلمه، کلمه دیگری به‌کار می‌بریم، یا نام کسی را فراموش می‌کنیم، یا کلیدها را در جای غیرمعمول می‌گذاریم، به‌ندرت این وقایع کاملاً تصادفی‌اند. فروید نشان داد که این «خطاها» غالباً نتیجه دخالت امیال یا افکار ناخودآگاهی‌اند که درست در لحظه گفتار یا عمل، خود را تحمیل می‌کنند. به‌عنوان مثال، کسی که مدام نام همکار جدیدش را فراموش می‌کند، ممکن است ناخودآگاه نسبت به او احساس رقابت یا تهدید داشته باشد. یا کسی که به‌جای «جلسه مهم»، می‌گوید «جلسه مَهم»، بی‌آنکه بداند، نارضایتی خود را نسبت به آن جلسه بروز داده است. لکان نیز بر همین نکته انگشت می‌گذارد: لغزش‌های زبانی، «سوژه ناخودآگاه» را آشکار می‌سازند؛ سوژه‌ای که در پس گفتار منظم خودآگاه، سخنی دیگر می‌گوید.

ناخودآگاه و مسئله معنا

یکی از پیچیده‌ترین پرسش‌ها در روانکاوی این است: آیا ناخودآگاه «معنا» دارد؟

از نگاه فروید، ناخودآگاه حاوی اندیشه‌ها و امیالی است که هرکدام معنایی دارند؛ هرچند این معنا پنهان است و نیاز به رمزگشایی دارد. در این نگاه، وظیفه تحلیلگر کشف معنای نهفته است؛ مثل مترجمی که زبانی رمزی را به زبانی آشکار برمی‌گرداند. اما از نگاه لکان، ناخودآگاه خودش معنا ندارد؛ معناساز است، اما بی‌آنکه خود معنایی مشخص داشته باشد. به‌بیان او، دال‌های ناخودآگاه در زنجیره‌ای نامتناهی در حرکت‌اند و معنا همواره به تعویق می‌افتد. هر تفسیری، خود دال جدیدی می‌شود که به زنجیره اضافه می‌شود و معنای نهایی را ناممکن می‌سازد. این رویکرد، روانکاوی را از «رمزگشایی» به «گفت‌وگو» تغییر می‌دهد: هدف، رسیدن به معنای نهایی نیست، بلکه ادامه زنجیره تداعی‌ها و باز کردن فضایی برای ظهور امکانات تازه است.  برای نمونه، بیماری که از فرصت‌های ازدست‌رفته عاشقانه شکایت دارد، ممکن است در اتاق تحلیل، زنجیره‌ای از دال‌ها را تولید کند: «فرصت طلایی»، «طلا»، «مدال المپیک»، «کیف پول گم‌شده». هر یک از این دال‌ها، نه معنایی نهایی دارد و نه تصادفی است؛ بلکه همگی در شبکه‌ای از معانی بالقوه به هم متصل‌اند که سرنخ‌هایی از تاریخچه ناخودآگاه بیمار ارائه می‌دهند، اما هیچ‌یک خود آن تاریخچه نیست. این نگاه، رویکردی فروتنانه‌تر به درمان ارائه می‌دهد: تحلیلگر، کسی نیست که از جایگاه دانایی مطلق، معنای پنهان را فاش کند؛ بلکه همراهی است که در فرایندی مشترک، زنجیره دال‌ها را می‌گشاید و امکان تغییر را از طریق بازآفرینی پیوسته معنا فراهم می‌آورد.

ناخوداگاه در مدل توپوگرافیک دوم

فروید (۱۹۲۳) در پاسخ به مشاهده‌اش که سیستم ناخودآگاه نه تنها شامل سائق‌هایی است که به دنبال ارضای نیازها هستند، بلکه فرایندهای دفاعی (از جمله خودِ سرکوبی) و الزامات اخلاقی (احساس گناه ناخودآگاه) را نیز در بر می‌گیرد، مدل ساختاری جدید ذهن را نه بر اساس «هشیاری»، بلکه بر اساس کارکرد تقسیم کرد. در این مدل ذهن سه نهاد است (اید، ایگو و سوپرایگو) که هر کدام دارای یک جزء ناخودآگاه هستند.
در این مدل، اید (که اکنون هم لیبیدو و هم پرخاشگری را شامل می‌شود) ویژگی‌هایی را به خود می‌گیرد که پیش‌تر به سیستم ناخودآگاه نسبت داده می‌شد؛ ایگوی ناخودآگاه عملکردهایی را بر عهده می‌گیرد که پیش‌تر به سیستم خودآگاه-نیمه‌خودآگاه نسبت داده می‌شد. با مدل ساختاری جدید، منطقی‌تر است که از کلمه ناخودآگاه به عنوان صفت استفاده شود تا به عنوان اسم (که دلالت بر یک سیستم منسجم دارد). اصطلاح «ناخودآگاه» همچنان در گفتمان روان‌کاوی استفاده می‌شود. این اصطلاح معمولاً به معنای ناخودآگاه پویا به کار می‌رود، که به محتواهای ذهنی اشاره دارد که سرکوب شده‌اند اما همچنان بر زندگی ذهنی و رفتار تأثیر می‌گذارند. وقتی به این شکل استفاده می‌شود، هر گونه دلالت بر ویژگی‌های سیستماتیک ناخودآگاه معمولاً تا حدی مبهم باقی می‌ماند.

در مدل ساختاری یا توپوگرافیک دوم ناخودآگاه چیست؟ در این مدل ناخودآگاه دیگر یک سیستم نیست؛ بلکه صفتی است که در تمام ساختارهای روانی (اید، ایگو، سوپرایگو وجود دارد. بنابراین در این مدل جدید، ناخودآگاه تنها محدود به اید نیست، بلکه بخش‌هایی از ایگو و سوپرایگو را نیز در بر می‌گیرد.

ناخوداگاه چیست؟

ناخودآگاه پویا

ناخودآگاه تنها یک مکان روانی نیست، بلکه یک نیروی پویا است که بر رفتار و تجربیات فرد تأثیر می‌گذارد. این نیرو می‌کوشد محتواهای خود را به خودآگاه برساند، اما توسط مکانیسم‌های دفاعی مانند سانسور مهار می‌شود. ناخودآگاه پویا شامل محتواهایی است که به‌طور فعال و به دلیل تعارض‌های درونی از آگاهی دور نگه داشته می‌شوند. این محتواها تأثیرات قدرتمندی بر رفتار و تجربه فرد دارند و نقش کلیدی در شکل‌دهی مشکلات روان‌رنجوری ایفا می‌کنند. اما ناخودآگاه توصیفی شامل محتواهایی است که در حال حاضر در آگاهی نیستند، اما لزوماً به دلیل تعارض‌های درونی سرکوب نشده‌اند. این محتواها می‌توانند به راحتی به آگاهی آورده شوند و تأثیرات تعارض‌آمیزی بر رفتار ندارند.

ناخوداگاه در رویکردهای مختلف

در حالی که همه نظریه‌های روان‌کاوی شامل دیدگاهی درباره زندگی ذهنی ناخودآگاه هستند، مکاتب فکری را می‌توان تا حدی بر اساس دیدگاه‌های مختلف آن‌ها درباره آنچه در ناخودآگاه وجود دارد یا دیدگاه‌های آن‌ها درباره ماهیت زندگی ذهنی ناخودآگاه متمایز کرد. در رویکردهای مختلف روانکاوی ناخوداگاه چیست؟
۱. روان‌شناسی ایگو، که بر اساس مدل ساختاری ذهن است، تمام زندگی ذهنی و رفتار خودآگاه را به عنوان نتیجه شکل‌گیری مصالحه‌هایی می‌داند که بازتاب تعارض ناخودآگاه میان اید، ایگو و سوپرایگو هستند (وائلدر، ۱۹۳۶؛ سی. برنر، ۱۹۸۲). روان‌شناسی ایگو همچنین بر نقش میانجی‌گرانه فانتزی ناخودآگاه یا روایت‌های خود (سلف) تأکید می‌کند که در کودکی تحت تأثیر اید، ایگو، سوپرایگو و تعاملات با دیگران شکل می‌گیرند (آرلو، ۱۹۶۹).

۲. تحلیل‌گران کلاینی بر مفهوم خودشان از فانتزی ناخودآگاه به عنوان بازنمایی‌های ذهنی سائق‌های مرتبط با روابط درونی‌شده با ابژه‌ها تأکید می‌کنند، که از اولین تجربیات غیرکلامی و سوماتیک شروع می‌شود و معتقدند که این تجربیات پایه تمام زندگی روانی هستند (ایزاکس، ۱۹۴۸).

۳. روان‌شناسان مدرن ایگو، مفاهیم ناخودآگاه پویا، تعارض ناخودآگاه و فانتزی ناخودآگاه را حفظ کرده‌اند اما از سائق‌ها (حداقل به شکلی که فروید مفهوم‌سازی کرده بود) فاصله گرفته‌اند و ترجیح می‌دهند زندگی روانی را تحت تأثیر افکار، احساسات، خاطرات و انگیزه‌های سرکوب‌شده از انواع مختلف بدانند که با درجات مختلفی از فرایندهای اولیه و ثانویه سازمان‌یافته‌اند (مفاهیمی که دستخوش بازنگری‌های زیادی نیز شده‌اند).

۴. نظریه‌های روابط ابژه، واحد اصلی تجربه (چه خودآگاه و چه ناخودآگاه) را روابط درونی‌شده با ابژه‌ها می‌دانند. روان‌شناسان سلف بر جنبه‌های ناخودآگاه ماتریس خود-خودابژه14Self- Selfobject تمرکز می‌کنند. جی. سندلر و ای. سندلر (۱۹۸۳، ۱۹۸۴) میان ناخودآگاه گذشته و ناخودآگاه حال تمایز قائل شدند.

۵. تحلیل‌گران بین‌فردی، اخیراً، تحلیل‌گران از دیدگاه‌های بین‌فردی، رابطه‌ای یا بین‌الاذهانی، دانش رابطه‌ای ضمنی ناخودآگاه غیرخودآگاه15Nonconscious یا غیرپویا را مفهوم‌سازی می‌کنند که شامل تعاملات با مراقبان است و در حافظه رویه‌ای به جای حافظه اعلانی رمزگذاری شده‌اند و بنابراین نمی‌توانند بیان شوند (دی. ان. استرن و همکاران، ۱۹۹۸). دیگران از تجربه فرموله‌نشده صحبت می‌کنند، که شامل تجربیات کودکی است که توسط مراقبان تأیید نشده‌اند و بنابراین اجازه دسترسی به خودآگاهی را ندارند (دی. بی. استرن، ۱۹۹۷). هر دو دانش رابطه‌ای ضمنی و تجربه فرموله‌نشده می‌توانند در دوتای16Dyad درمانی اجرا شوند.

ناخوداگاه چیست؟

۶. روان‌شناسان سلف رابطه‌ای، استولورو و اتوود (۱۹۸۹)، میان ناخودآگاه پویا، که به دلیل محتوای متعارض به‌طور دفاعی سرکوب شده است؛ ناخودآگاه پیش‌بازتابی17Prereflective unconscious، که شامل اصول سازمان‌دهنده تجربه ذهنی است که در دوتای بین‌الاذهانی اولیه شکل می‌گیرد؛ و ناخودآگاه نامعتبر18Invalidated unconscious، که به دلیل شکست خودابژه (selfobject) در اعتبارسنجی نمی‌تواند بیان شود، تمایز قائل شدند. مشارکت تحلیل‌گر در درون بین‌الاذهانیِ موقعیت تحلیلی به بیمار امکان می‌دهد تا تجربه ناخودآگاه خود را بررسی، بیان، اعتبارسنجی و بازسازی کند. برخی از تحلیل‌گران معاصر ترجیح می‌دهند از ناخودآگاه دو نفره صحبت کنند، که در درون خودِ دوتایی وجود دارد (لیونز-روث، ۱۹۹۹).
۷. یونگ (۱۹۲۱/۱۹۵۷) ناخودآگاه را به ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی که شامل کهن‌الگوهایی است که میان همه مردم مشترک و به ارث رسیده است، تقسیم کرد.
ظهور علوم شناختی در روان‌شناسی معاصر همراه با «کشف مجدد» ناخودآگاه بوده است. مفاهیمی مانند «دانش مستتر19Tacit knowledge»، «پردازش اطلاعات پیش‌توجهی20Preattentive information processing»، «خودکارشدگی21Automaticity»، «ادراک زیرآستانه‌ای» و «حافظه رویه‌ای» یا «ضمنی» همگی بخشی از چیزی هستند که اکنون ناخودآگاه شناختی نامیده می‌شود (کیلستروم، ۱۹۹۵؛ حاسین، اولمن و بارگ، ۲۰۰۵). برای بیشتر بخش‌ها، دانشمندان علوم شناختی مفهوم ناخودآگاه پویا یا سرکوب‌شده را رد می‌کنند. با این حال، اخیراً ناخودآگاه شناختی گسترش یافته است تا شامل «هیجان‌های ضمنی»، «انگیزه‌های ضمنی» و «فراموشی انگیزه‌دار» شود، که آن را به مفهوم روان‌کاوانه ناخودآگاه پویا نزدیک‌تر می‌کند (وستن، ۱۹۹۹). گاهی اوقات اصطلاح غیرخودآگاهی22Nonconscious در روان‌شناسی برای اشاره به ناخودآگاه شناختی یا فعالیت‌های مغزی که بر زندگی ذهنی تأثیر می‌گذارند اما خود روان‌شناختی نیستند، استفاده می‌شود. علوم شناختی بر پژوهش‌گران روان‌کاوی مانند جی. واینبرگر و ال. سیلورمن (۱۹۹۰) و شورین و همکاران (۱۹۹۶) تأثیر گذاشته است، این افراد پارادایم‌های آزمایشی توسعه داده‌اند که شواهدی برای سرکوب، فرایند اولیه و ناخودآگاه پویا ارائه می‌دهند.

Laplanche, J., & Pontalis, J.-B. (1973). The language of psycho-analysis. W. W. Norton & Company.

Auchincloss, E. L., & Samberg, E. (2012). Psychoanalytic terms and concepts. Yale University Press.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *